ورود شیاطین و دشمنان سیه دل آل علی (ع) به این وادی ممنوع است
امام سجاد (ع):
کمال الدین ج ۲۲ باب ۲۱ ص ۲۰۷
در پرتو وجود ماست که خداوند آسمان را از فرورپاشی ـ جز به اذن او ـ نگه می دارد.
در پرتو وجود ماست که خداوند زمین را از لرزش و سلب آرامش ساکنانش نگه می دارد .
برای ماست که خداوند باران نازل می کند و رحمت خود را می گستراند و برکات و نعمتهای زمین را بیرون می آورد و آنکه از ما در زمین است ((قائم آل محمد )) نبود زمین اهل خود را فرو می برد .
دلم برایت تنگ شده عشق خدا ،
ای حرم حسین
آخر حريم خدایی
قبله ي دلهایی
کرب و بلایی
دلم برايت تنگ شده است
زیاد
به قرآن ناطق حاضرمهدی سوگند
بانو بزن شوری به جان جان خسته شد زین همرهان
مستی بده برعاشقان آنگه ببر تا بیکران
همراه توعشق چون وزید از جوشش کوثردمید
آن کوثر بی منتهی شد آفتاب جان فزا
حالا دیگر حلاوت دلکش را از نجوای ملائک می توان شنید که از آمدن کوثری پاک سخن می گویند و فاطمه می آید و سیاهی و زشتی برای انسان به انتهای تاریک خود می رسد و تابش نور آغازیدن می گیرد و بوی عشق در زمین می پیچد.
درحریم گل یاس دانه های خجسته پاکی وروشنی چه زیبا مي رويند وعشق چقدرخدايي مي شود و كرامت وجوانمردي چه جاودانه می شود و نجابت چه موجی می زند و زن ، چقدر والا می شود وهستیش معنایی دیگرمی یابد واینچنین است که حریم گل یاس را مشتاقانه دوست می دارم وهرگاه که عطرش در جانم وزیدن می گیرد گویی نسیمی روح بخش از آسمان برمردگیها ی وجودم وزيدن مي گيرد
یارسول مهربانی مژده باد برذات بی بدیلت آمدن زهرای پاک را
ميلاد بانوي هستي برقطب عالم امكان حضرت بقيه الله (عج) وشیفتگانش مبارک باد
اللهم عجل لولیک الفرج

در وصف عشق دوازدهم
آیه ی تطهیر زمان وعده ی حق سوی جهان
کی شود آن روی مهت جلوه کند بر دل و جان
،،،،،،،،،،،،،
مقصد و مقصود تویی سلسله ی جود تویی
عاشق از این دوری تو هیچ ندید غیر خزان
،،،،،،،،،،،،،
ساقی از آن باده بده باده ی دمساز جنون
تاب ندارم دگر از دوریت ای ماه عیان
،،،،،،،،،،،،،
مست رخت گشته دلم بهر تو آواره شدم
مفتعلن مفتعلن کشت مرا سوز نهان
،،،،،،،،،،،،،
دوش دلم مست تو بود صاحب این ذکر و سجود
جان علی جلوه نما سوختم از آتش جان
،،،،،،،،،،،،،
گر کنی جلوه گری روی ز خورشید بری
مژده ی رحمت تو بیا تا که رود رنج خزان
آقا هستیم فدای نامت
پروین شهسواری
دی ۹۰
تقدیم به علمدار و مادر بزرگوارش
ای تشنه کام باوفا
یاریگر خون خدا
*****
قبله بنا کردی به دل
پیش از پدیداری گل
*****
گویند درقامت سری
ازآب هم روشنتری
*****
هر دم به روی حیدری
آقا به دل جلوه گری
*****
گویند که ام البنین
زاده تو را از بهراین
*****
تا بذرعشق پاشی زمین
ای چشمه ی جوشان دین
*****
نامت به عرش کبریا ست
آنجا به فضلت آشناست
*****
بالاتر از این ها تویی
عشق خدا آقا تویی
*****
جان حسینت خسته ام
ازمحشرش بشکسته ام
*****
دل را ببر در کربلا
تا سوزد آنجا دربلا
*****
آتش بزن بنیان من
جان را بگیراز بند تن
*****
تا کی از این زخم کهن
با ابرها گویم سخن
*****
که ای همرهان آسمان
درآستان بی کران
*****
نهر روان جاری کنید
عباس را یاری کنید
*****
تا از میان نیزه ها
آبی رساند خیمه ها
*****
آقا نگیر دیوانه ام
از کربلا ویرانه ام
*****
تا آید آن نور خدا
می سوزم اندر این بلا
شهسواری
مهر۹۰
عمر است که آخر شد ، درغربت و تنهایی ای یوسف زهرایی ! تا چند پریشانی
من در دل این صحرا گر بی دل و دستارم از دامنه ی عشقت صد شور بسر دارم
دایم گل این بستان شاداب نمی ماند
دریاب ضعیفان را در وقت توانایی
هر سلسله ی مویت، صد تیر به دل می زد آن خال تماشایی ،با دیده چه ها می کرد
ساقی بده پیمانه هم صحبت یارم کن از دشنه ی این هجران ، یکدم تو رهایم کن
دیشب گله ی زلفش با باد همی کردم
گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی
دل رفته از این دوری، دروادی مهجوری ای ماه دلارامم، پایان بده این دوری
از درد و فراقت دل ،هر لحظه پریشان است عمریست از این دوری، سرگشته ونالان است
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی
هنگامه ی عشق آید آخر به ره هستی هجران برود از دل در ساحل این مستی
هان باد صبا آمد! شاید که نسیم آرد از جانب آن یوسف کو روی نهان دارد
حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل امد
شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی
(تضمین )
تسلیت می گم آقا
حالا که فصل ماتمه
فصل عزای عالمه
همش
دلم به این خوشهِ
یه روزی از راه می رسهِ
دوری ِ تو تموم می شهِ
زمین پر از صلابتِ صدای یک مولا می شهِ
جونم فدایِ اون صدات
صدايِ مولا علیه
بیرقِ شاهِ سر جدا
نشونی ِلشکرتهِ
کاشکی بیای همین روزا
با پیرهنِ خون خدا
همون که زینب داد حسین
تومحشر ِکرب و بلا
می دونم این روزا
دلت!
همش تو دشت کربلاس
پیش حسین سر جداس
اینجا پر از بار غمه
تو هیاتا و تکیه ها
غرق مصیبتن همه
منم که تنگه ِنفسام
دوراز تموم آدمام
یه گوشه تنها می شینم
با عشق تو جون می گیرم
کجایی ای صاحب عزا ؟؟
جون علی دیگه بیا
به خاطر مولا بیا
ببین علی پر از غمهِ
علی در عرش کبریا
پراز نوای ماتمهِ
مادرهنوز بین دره
جای سیلی تو صورتش
مادر پر از درد و غمهِ
مادر که پهلو ندارهِ
مادر چو یاس پر پرهِ
از غم و درد کربلا
مادر
دیگه نا ندارهِ
صاحب عزا دیگه بیا
به خاطر مادر بیا
اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علي ذالكَ
آقا در این سختی جان کاهی که روی اندر نهان داری نظر فرما به حال مضطراین عاشق بی دل
آشنایی گفت :اگر بدانی چقدر آقا مهربان است دیوانه می شوی
راستی آقای مهربانم تسلیت می گویم ایام شهادت مادررا الهی بمیرم از غم مادر
باز بیامد بهار باز دلم تنگ یار
بی گل نرگس بهار جلوه ندارد ببار
٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬
دوری این ماه روی تاب ز دل می برد
دلشده ام ساقیا جام خوش نرگس آر
٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬
روشنی این جهان جلوه ای از روی اوست
کیست نباشد دلش بهر رخش بی قرار
٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬
دل ز غم دوریش پا به جنون می نهد
کاش بیاید ز ره صبح وصال نگار
٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬
بیشه ی اندیشه سوخت در غم هجران او
تاب ندارم دگر می روم از این حصار
٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬
کیست که دارد نشان از همه پیغمبران
جان به فدای رخ و قامت رعنای یار
پروین شهسواری
نام مولا در دلم غوغا نمود
اشک های دیده را دریا نمود
************
ذکر غم هایش دلم را ریش کرد
آتش دردش غمم را بیش کرد
************
شیر یزدان از چه گریان گشته ای
خانه را چون بیت احزان کرده ای
************
یک طرف یاست فتاده بر زمین
ان طرف محسن فتاد از زخم كين
************
آه حیدر کودکان گریان شدند
جان مولا گریه ها پنهان شوند
************
آتش در آتش حقد و خطاست
کینه خصمان دین مصطفی ست
************
زخم آن کین مجتبی را چاک کرد
در غریبی همچو مادر خاک کرد
************
جان فدای درد و داغ مجتبی
بعد مرگش می زدند تیر جفا
************
کاش می شد بهر حیدر خون گریست
کیست گوید ناله هایش بهر چیست
************
کاش می شد با دلش همراز شد
یا که با عشقش دمی دمساز شد
************
يا كه مهدی باز می آمد زه راه
بار غم را می گرفت از هر نگاه
************
داغ سیلی دیگر اندر دل نبود
روی مهدی آتش از ما می زدود
************
دانم اینک در بقیع غم می وزد
درهوایش بوی ماتم می دمد
************
زائری آنجا نشسته پر زغم
داد دل را می ستاند زین ستم
